بیان متین و علمی و برخورد صحیح :

بیان متین و علمی و برخورد صحیح :

تعریف واژه : رعایت اصول مکالمه و گفتگو و به عبارت دیگر تکریم و احترام داشتن نسبت به مردم و دلجوئی و جلب نظر آنها و به عبارت سوم ادب گفتاری و برخورد صحیح و خوب که موجب خوشنودی قلبی طرف مقابل شود.

آیات : آیه اول : وَ قُل لِّعِبَادِى يَقُولُواْ الَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ  إِنَّ الشَّيْطَنَ يَنزَغُ بَيْنهَُمْ  إِنَّ الشَّيْطَنَ كاَنَ لِلْانسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا(اسراء-53) معنى : و به بندگانم بگو: سخنى را كه نيكوتر است، بگويند زيرا شيطان ميان آنان [به سبب سخنان زشت و بى‏منطق‏] دشمنى و نزاع مى‏افكند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است. نکته :  در این آیه به ما دستور داده شده که قول احسن را بگوییم و احسن یعنی بهتر یعنی از قول خوب و خوب تر باید خوب تر را بگوییم.  آیه دوم :  يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ قُولُواْ قَوْلًا سَدِيدًا(احزاب-70) معنى : اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد و سخن درست و استوار گوييد. آیه سوم : وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا....(بقره-83) معنى : با مردم با خوش زبانى سخن گوييد. آیه چهارم :  وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا(فرقان-63) معنى : و بندگان رحمان كسانى‏اند كه روى زمين با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و هنگامى كه نادانان آنان را طرف خطاب قرار مى‏دهند [در پاسخشان‏] سخنانى مسالمت‏آميز مى‏گويند. آیه پنجم :  وَ إِذَا حَضرََ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَ قُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(نساء-8) معنى : چون هنگام تقسيم كردن ارث، خويشاوندان و يتيمان و مستمندان حاضر شدند چيزى از آن را به ايشان بدهيد، و با آنان سخنى شايسته و پسنديده گوييد. آیه ششم :  أُوْلَئكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فىِ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنهُْمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُل لَّهُمْ فىِ أَنفُسِهِمْ قَوْلَا  بَلِيغًا(نساء-63) معنى : اينان همان كسانيند كه خدا مى‏داند در دلهايشان چيست، تو از آنان اعراض كن، و تنها به اندرز دادنشان بپرداز، به بيانى كه در دلهايشان بنشيند، و در فهماندنشان رسا باشد. نکته : اين آيه مى رساند كه مبلغ دين بايد قول رسا داشته باشد كه در دلها بنشيند و در فهماندنشان رسا باشد نه اينكه از الفاظ سخت استفاده كند كه كسى چيزى نفهمد.با قول بليغ بايد براى مردم صحبت كرد. آیه هفتم :  إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُفٍ‏ّ وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا(23) وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‏ِ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانىِ صَغِيرًا(24) سوره اسراء معنى : هرگاه يكى از پدر و مادر يا دو نفرشان در كنارت به پيرى رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اف مگوى و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مكن، و به آنان سخنى نرم و شايسته [و بزرگوارانه‏] بگو.-و براى هر دو از روى مهر و محبت، بال فروتنى فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنكه مرا در كودكى تربيت كردند، مورد رحمت قرار ده. آیه هشتم :  وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنهُْمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا(اسراء-28) معنى : و هر گاه از آنان [مستمندان‏] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! آیه نهم :  اذْهَبَا إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى‏(43) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يخَْشىَ‏(44) سوره طه‏ معنى : خداوند به موسى و هارون فرمود : بسوى فرعون برويد كه طغيان كرده است! - اما بنرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! آیه دهم :  يَوْمَئذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ وَ رَضىِ‏َ لَهُ قَوْلًا(طه-109) معنى : آن روز شفاعت بى‏فايده است، مگر از  آن كسى كه يا براى آن كسى كه خداى رحمان براى او اذن دهد و از گفته او راضى باشد. نكته : بعضى از مفسرين گفته اند جمله  مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ وَ رَضىِ‏َ لَهُ قَوْلًا هم مربوط به شافعين است و هم مربوط به كسانى كه مورد شفاعت واقع مى شوند و به همين دليل در ترجمه ى اين آيه به هر دو گروه اشاره شد. آیه یازدهم :  وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ اللَّهِ وَ عَمِلَ صَلِحًا وَ قَالَ إِنَّنىِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ(فصلت-33) معنى : و كيست خوش گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند و گويد: من از مسلمانانم؟ آیه دوازدهم : ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلىِ‏ٌّ حَمِيمٌ(34) وَ مَا يُلَقَّئهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبرَُواْ وَ مَا يُلَقَّئهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ(35) وَ إِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَنِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(36) سوره فصلت‏  [بدى را] با بهترين شيوه دفع كن [با اين برخورد متين و نيك‏] ناگاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود] كه گويى دوستى نزديك و صميمى است. - اين بهترين شيوه را جز كسانى كه [در زمينه خودسازى و تزكيه‏] پايدارى كردند، نمى‏يابند، و جز كسانى كه بهره بزرگى [از ايمان و تقوا] دارند به آن نمى‏رسند - و اگر وسوسه‏اى از سوى شيطان تو را تحريك كند [كه از اين بهترين شيوه دست بردارى‏] به خدا پناه ببر بى‏ترديد او شنوا و داناست.

روایات : روایت اول : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : گفتار شیرین و پاکیزه یک نوع صدقه و خدمت به دیگران است.(جامع السعادات) روایت دوم : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : خوش کلامی و اطعام غذا به دیگران شما را به بهشت می رساند.(جامع السعادات) روایت سوم : تفکر کن و آنگاه سخن بگو تا از لغزش ها مصون باشی.(غرر الحکم) روایت چهارم : امام علی علیه السلام فرمودند : هرکس گفتارش ملایم و نیکو باشد محبتش واجب می شود.(غرر الحکم) روایت پنجم : امام علی علیه السلام فرمودند : بهترین سخن آن است که به زیبائی نظم آراسته باشد و خاص و عام ، آنرا بفهمند.(میزان الحکمه) روایت ششم : از امام علی علیه السلام منقول است که : سخن حق ، رزق و روزی انسان را افزایش می دهد.(وسائل الشیعه)

فوائد و آثار : عدم تضییع اوقات – موجب نشاط و خوش دلی مردم است – کثرت دوستان – عدم اخلال در امور زندگی – وحدت بین دوستان – عدم اخلال در امور اجتماعی – مصونیت از سرزنش – محبوب شدن انسان نزد دیگران – شنیدن پاسخ و کلام نیک.

راه تحصیل : خود را متخلق نمودن به این صفت اگر چه با زحمت باشد – تنبیه خود در صورت بدصحبتی – همنشینی با افراد خوش صحبت – کنترل قوه های نفسانی مثل خشم و غضب – کنترل زبان.

 نکته 1 : مرویست که خوکی از برابر حضرت عیسی علیه السلام گذشت.حضرت عیسی به او گفت : عبور کن و بگذر به سلامتی و خوشی.جمعی به او گفتند : آیا به خوکی چنین می گوئی؟فرمود : نمی خواهم زبانم به بدی و شر عادت کند.(جامع السعادات) نکته 2 :   گاهی انسان در حالت خشم و غضب ممکن است از بیان سخن حق و علمی دست بکشد ، لذا در مناظرات با یکدیگر باید از حالت انصاف و بیان قول حق خارج نشد و مواظب باشیم در حین مناظره ، خشم ما را فرا نگیرد. نکته 3 : یکی از نشانه های انسانهای رشد یافته ، عدم خروج از بیان حق تحت هر شرائطی است. نکته 4 : علاوه بر اینکه حسن کلام بسیار خوب است ، حسن استماع و شنیدن هم بسیار خوب و یکی از آداب است.بنابراین اگر کسی با ما حرف می زند باید خوب به حرف او گوش دهیم و حتی اگر اشتباه است ابتدا حرف را بشنویم و بعد آن را رد کنیم نه اینکه وسط حرف زدنِ او ، با گفتن الفاظی یا با تغییر چهره به او بفهمانیم که حرفت اشتباه است. نکته 5: از جمله مصادیق قول علمی آن است که انسان در بیان کلام معصومین و یا افراد دیگر امانتدار باشد یعنی در نقل قول هیچ گونه دخل و تصرفی ایجاد نکند و مطلب را بدون کم و زیاد انتقال دهد. نکته 6 : در آخر چگونگی صحبت حضرت موسی علیه السلام با فرعون را طبق آیات سوره شعراء می آوریم تا متوجه شویم آن حضرت چگونه جواب بد دهنی های فرعون را داد.در این آیات آمده است : قَالَ فِرْعَوْنُ وَ مَا رَبُّ الْعَالَمِينَ(23) قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ(24) قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لَا تَسْتَمِعُونَ(25) قَالَ رَبُّكمُ‏ْ وَ رَبُّ ءَابَائكُمُ الْأَوَّلِينَ(26) قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِى أُرْسِلَ إِلَيْكمُ‏ْ لَمَجْنُونٌ(27) قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَا بَيْنهَُمَا  إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ(28) معنى : فرعون گفت: پروردگار جهانيان چيست؟ (23) گفت: اگر باور مى‏كنيد همان پروردگار آسمان‏ها و زمين و آنچه ميان آنها است. (24)  [فرعون از روى مسخره‏] به افراد پيرامونش گفت: آيا نمى‏شنويد [كه چه مى‏گويد؟!] (25)  [موسى‏] گفت: [او] پروردگار شما وپروردگار پدران پيشين شماست. (26)  [فرعون‏] گفت: اين پيامبرتان كه به سوى شما فرستاده‏اند، حتماً مجنون است! (27)  [موسى‏] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آنهاست، اگر مى‏انديشيد. (28)

زمان: 2015-06-06 11:30:09

اخلاق پیامبر (ص )در قرآن :

به نام خداوندیکتا

ضمن تبریک سالروز ولادت حضرت محمدمصطفی (ص)وامام جعفر صادق (ع)با توجه به حوادث اخیر که متاسفانه همزمان با با این ایام  اتفاق افتاد وخود جای تامل دارد برخود فرض دانستم تا به نکاتی درباره حضرت محمد مصطفی (ص)بااستناد به کتاب خدا وروایات عرض کنم هرچند معتقدم هیچ توهینی به مقدسات وپیامبران دینی در قالب ازادی بیان قابل توجیه نیست  لیکن برخورد خشن وافراطی ودور از دستورات  پیامبران معظم الهی نیز قابل قبول نخواهد بود

اخلاق پیامبر در قرآن :

یکی از وظایفی که هریک از ما در رابطه ی با دین بر عهده داریم این است که سعی کنیم اخلاق و رفتار خود را به اخلاق و رفتار پیامبر نزدیک کنیم و این را بدانیم که ما با رفتارمان ، بیشتر از گفتارمان می توانیم اسلام را به دیگران نشان دهیم و معرفی کنیم.

در روايتى از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه : كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع يعنى مردم را با كردار نيك خود به طرف نيكيها و خيرات و مبرّات دعوت نمائيد نه با زبان خود. مردم بايد كه تلاش شما را در طاعت و بندگى، راستى شما را در گفتار، پارسائى شما را از محرمات، با چشم خود بنگرند.(كافى)

فکر نکنیم که پیامبر اسلام همه ی مردم را از طریق استدلالهای فلسفی و منطقی به اسلام دعوت می کرد. بسیاری از مردم از طریق عمل پیامبر به اسلام گرایش پیدا کردند. ما هم اگر بخواهیم دیگران را به دین اسلام تمایل سازیم قبل از هرچیز باید عمل صحیح از خودمان نشان دهیم.

در اسلام مباحث اخلاقی بسیار مورد سفارش است تا جائی که پیامبر اسلام در حدیثی هدف از بعثتش را به نهایت رساندن مکارم اخلاق دانسته است. در کتاب مستدرک الوسائل از آن حضرت نقل شده است که : إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق.

نکته ای راجع به این حدیث : کلمه ی اخلاق دارای دو اصطلاح است : یکی اخلاقی که در مقابل اعتقادات و احکام عملی است و یکی اخلاقی که شامل اعتقادات و احکام عملیه هم می شود و مراد از اخلاق در حدیث فوق معنای دوم است و در واقع اخلاق در حدیث فوق به معنای چگونگی ارتباط صحیح انسان با خدا و خلق خدا و نفس خود است.

در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در آن آیات خداوند متعال اخلاق و رفتار پیامبر را مورد تمجید قرار داده است. در زیر به تعدادی از این آیات اشاره می شود :

آیه اول : وَ إِنَّكَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ(قلم-4) معنى : و يقيناً تو بر ملكات و سجاياى اخلاقى عظيمى قرار دارى.

نكته : پيروزى پيامبر اسلام ص هر چند با تاييد و امداد الهى بود، ولى عوامل زيادى از نظر ظاهر داشت كه يكى از مهمترين آنها جاذبه اخلاقى پيامبر ص بود. آن چنان صفات عالى انسانى و مكارم اخلاق در او جمع بود كه دشمنانِ سرسخت را تحت تاثير قرار مى‏داد، و به تسليم وادار مى‏كرد، و دوستان را سخت مجذوب مى‏ساخت.بلكه اگر اين را معجزه اخلاقى پيامبر ص بناميم اغراق نگفته‏ايم، چنان كه نمونه‏اى از اين معجزه اخلاقى در فتح مكه نمايان گشت: هنگامى كه مشركان خونخوار و جنايت‏پيشه كه ساليان دراز هر چه در توان داشتند بر ضد اسلام و شخص پيامبر ص به كار گرفتند، در چنگال مسلمين گرفتار شدند، پيغمبر اكرم ص بر خلاف تمام محاسبات دوستان و دشمنان فرمان عفو عمومى آنها را صادر كرد، و تمام جنايات آنها را به دست فراموشى سپرد، و همين سبب شد كه به مصداق" يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً" فوج فوج مسلمان شوند.(به نقل از تفسير نمونه) آیا واقعا کسی هست که چنین عملی انجام دهد؟به هر ترتیب همه ی ما بخصوص کسانی که لباس دین را به تن کرده اند باید سعی کنند در بدست آوردن خلقی عظیم بکوشند.

 آیه دوم : لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ(توبه-128) معنى : يقيناً پيامبرى از جنس خودتان به سويتان آمد كه به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتياق شديدى به [هدايتِ‏] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.

خصوصيات پيامبر طبق آيه ی  فوق :  1- عبارت مِنْ أَنْفُسِكُم اشاره به شدت ارتباط پيامبر ص با مردم دارد، به همين دليل تمام دردهاى آنها را مى‏داند، از مشكلات آنان آگاه است، و در ناراحتيها و غمها و اندوهها با آنان شريك مى‏باشد.آيا ما از دردهاى جامعه و مردم آگاهيم‏؟

2- عبارت عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّم يعنى او نه تنها از ناراحتى شما خشنود نمى‏شود، بلكه بى تفاوت هم نخواهد بود، او به شدت از رنجهاى شما رنج مى‏برد.آيا ما هم از رنج هاى هم نوعانمان در رنجيم‏ یا اینکه خدائی نکرده خوشحال هم می شویم؟

3-عبارت حَرِيصٌ عَلَيْكُم يعنى به هر گونه خير و سعادت شما، و به هر گونه پيشرفت و ترقى و خوشبختى شما عشق مى‏ورزد.حال سوال اين است كه آيا ما هم مثل پيامبر ، خواهان ترقى هم نوعانمان هستيم‏؟

4- در رابطه با عبارت بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيم بايد گفته شود كه خداوند براى هيچ يك از اولياء و يا انبيايش بين دو اسم از اسمائش جمع نكرده است مگر براى پيامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم كه فرمود  بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيم و خداوند درباره‏ى خودش در آيه 143 سوره بقره فرمود : إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيم.

آیه سوم : فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ  وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ  فَاعْفُ عَنهُْمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْرِ  فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلىَ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُتَوَكلِِّينَ(آل عمران-159) معنى :  پس تو ، به لطف و رحمت الهى با آنان نرمخو شدى، و اگر درشتخوى و سختدل بودى بى‏شك از گرد تو پراكنده مى‏شدند. پس از ايشان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و با آنان در كار [جنگ‏] مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن، همانا خدا توكّل كنندگان را دوست مى‏دارد.

نكته 1 : اين  آيه از نظر شان نزول در باره حادثه" احد" است زيرا بعد از مراجعت مسلمانان از احد كسانى كه از جنگ  فرار كرده بودند، اطراف پيامبر ص را گرفته و ضمن اظهار ندامت تقاضاى عفو و بخشش كردند. خداوند در اين آيه به پيامبر ص دستور عفو عمومى آنها را صادر كرد و پيامبر ص با آغوش باز، خطاكاران توبه‏كار را پذيرفت.

نكته 2 : " فظ" غالبا در مورد خشونت در سخن و غليظ القلب در مورد خشونت در عمل به كار مى‏رود و به اين ترتيب خداوند اشاره به نرمش كامل پيامبر ص و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهكار مى‏كند.

 نكته 3 : جالب است كه خداوند متعال با دستور وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْر به پيامبرش مى گويد با همان كسانى كه خطا كرده اند و بعد توبه كردند در كارها مشورت كن  نه اينكه ديگر به آنها توجه نداشته باشى.

نكته 4 : ملايمت هميشه مطلوب نيست و در برابر بدخواهان و دشمنان اسلام و كسانى كه اميدى بر هدايت آنها نيست بايد شدت عمل نشان داده شود تا شر و توطئه آنها دفع گردد و لذا قرآن در مورد چنين افرادى امر به خشونت مى‏كند: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ (توبه/ 73) اى پيامبر با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنها سخت بگير. همچنين درباره زناكارانى كه بايد به آنها حدّ بزنند دستور مى‏دهد كه در موقع اجراى حدّ دلتان به حال آنها نسوزد: وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ (نور/ 2)  درباره آن دو (زانى و زانيه) شما را در دين خدا مهربانى نگيرد.

آیه چهارم : لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا(احزاب-21) معنى : يقيناً براى شما در [روش و رفتار] پيامبر خدا الگوى نيكويى است براى كسى كه همواره به خدا و روز قيامت اميد دارد و خدا را بسيار ياد مى‏كند.

سوال : آيا پيامبر فقط براى گروهى كه در آيه‏ى فوق بيان شده است الگو هستند و در نتيجه براى همه‏ى مردم الگو نيستند یا اینکه پیامبر اسلام برای همه ی مردم الگو و اسوه هستند؟ اگر برای همه الگو و اسوه هستند بنابراین آیه ی فوق چگونه باید معنی می شود؟

آیه پنجم :  وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(شعراء-215) معنى : و پر و بال [فروتنى و تواضع‏] خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر.

نكته : پيامبر اسلام كه شخص اول اسلام است وظيفه داشته است تا در برابر مومنين متواضع باشد و اين وظيفه را به نحو احسن انجام داده است بنابراين ما به طريق اولى بايد تواضع داشته باشيم و از تكبر بپرهيزيم.

آیه ششم :  وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىِ‏ُّ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْض....(تحريم-3) معنى : و هنگامى كه پيامبر، رازى را به يكى از همسرانش گفت و او آن راز را [نزد زن ديگر] فاش كرد، و خدا پيامبر را از افشاى آن آگاه نمود، پيامبر بخشى از آن [راز افشا شده‏] را به آن زن گوشزد كرد و از گفتن بخشى ديگر [براى آنكه فاش‏كننده بيشتر شرمنده نشود] خوددارى نمود.

نکته :  از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه : أَعْظِمُوا أَقْدَارَكُمْ بِالتَّغَافُلِ فَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْض يعنى قدر و منزلت خود را  به وسیله نادیده گرفتن امور ، بزرگ و پر ارزش كنيد چرا که خداوند متعال راجع به پیغمبرش فرمود : پيامبر بخشى از آن [راز افشا شده‏] را به آن زن گوشزد كرد و از گفتن بخشى ديگر [براى آنكه فاش‏كننده بيشتر شرمنده نشود] خوددارى نمود.(مستدرک الوسائل) همچنین مفسرین حدیثی را نقل کرده اند که ما استقصى كريم قطّ، قال تعالى في وصف نبيّه: عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ يعنى انسان كريم لغزش ها را پى گيرى نمى كند چرا که  خداوند متعال راجع به پیغمبرش فرمود : پيامبر بخشى از آن [راز افشا شده‏] را به آن زن گوشزد كرد و از گفتن بخشى ديگر [براى آنكه فاش‏كننده بيشتر شرمنده نشود] خوددارى نمود.روح المعانی)

بنابراین یکی از اصول اخلاق اسلامی ، تغافل و پی گیری نکردن اشتباه دیگران است و این عملِ پیامبر ، الگوئی برای همگان است که باید از اشتباهات یکدیگر چشم پوشی کنند. سعی کنیم اصل تغافل را در تمام شئون زندگی پیاده کنیم.

 والسلام ومن الله توفیق 

زمان: 2015-06-06 11:30:20

ضرورت توجه ورویکرد جدی جامعه بشری به سوی معنویات به واسطه راهبری قران

ضرورت توجه ورویکرد جدی جامعه بشری به سوی معنویات به واسطه راهبری قران

1-همه جانبه بودن قران: شکست تمامی فرقه ها ومکاتبی که تک بعدی ویک جانبه نگری به مسائل کلی بشریت داشته وتنها به مسائل مادی وپیشرفت مادی بشر توجه داشته واز بعد انسانیت بشر قافل بوده اندامروزه برکسی پوشیده نیست لذا الام در کتاب اسمانیشان به تمام ابعاد توجه خاص ودر خور اهمیت داشته است

2-ایاتی فراوان در قران وجود دارد که به بیان فضائل وعظمت قران دلالت دارد:

-ایه 185سوره بقره و ایه 138ال عمران ایه 52سوره اعراف ایه 89و91سوره نحل ایه 1سوره فرقان ایه 49سوره عنکبوت و......قران را دارای نشانه های هدایت وجداکننده حق از باطل  وراهنمای بشر می داند

-ایه 174سوره نساءوایه15 سوره مائده ایه 8 سوره تغابن ایه157 سوره اعراف ایه 157سوره یونس ایه 72سوره اسراء ایه 44سوره فصلت ایه 231سوره بقره ایه 1سوره احقاف و.......قران را روشنی اشکار وبرهان از جانب خداوند می داند همچنین قران موعظه وپند واندرز وشفای درد های درونی خوانده شده است همچنین قران تصدیق کننده انبیاءسلف وگذشته خوانده شده وانذاردهنده بد کاران  وبشارت دهنده نیکوکاران خوانده شده

یه1 سوره زمر ایه 192 سوره شعرا ایه97 سوره مریم  ایه3 سورهال عمران  ایه77وایه 79 سوره واقعه ایه21وایه 22 سوره بروج ایه 4 سوره زخرف ایه 2سوره هود  و.......این ایات به مرتبه جمعی قران اشاره دارد وبیان گر این است که قران کسانی را که از پلیدی به اختیار دوری گزیند انها را لایق درک حقیقت دانسته است وبه مرتبه تنزیل وتفصیل وتفریق بعد از ان اشاره دارد وبه صفات دیگر قران مثل رحمت ذکر  مبارک عزیز حق میزان و....اشاره دارد

زمان: 2018-04-16 14:15:02

عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه ام ابیها (س)

خداوندا مارا در پیروی از الگوی عظیم اسلام در قلب وزبان وکردار ثابت قدم بدار امین یا رب العالمین

برچسب ها:
زمان: 2018-04-16 14:15:05

تدبر در قران

به نام خدا

مقدمه :

خداوندا با نام و یاد توشروع می کنم که هر انچه با نام تومزین شد فنا نپذیرد وبه سرانجام مقصود خواهد رسید خداوندا توخود شاهدی که بر وحدانیت تو"گواه وتصدیق بر نبوت انبیاء وبر شهادت به پیروی اولیاء ات علی الخصوص سرور وسالار مومنان ومتقین علی بن ابی طالب واولاد معصومش حریص" خداوندا مارا به نور قران رهنمون گردان  آمین یا رب العالمین  " اما بعد انچه تدبر در تفاسیر مختلف نمودم از هر کدام بهره های وافر گرفتم وحتی در برخی از موارد نکات جدید بر ذهنم می گذشت بر ان شدم تا مطالب را تحت عنوان تدبر در قرآن  به رشته تحریر دراورم باشد که قطره ای باشد از اقیانوس بی کران الهی شاید باخواندن مطالب ذکر شده در هر قسمت وسوره قران اندک توجهی  باشد بر جویندگا ن راه ومسیر الهی انشاء الله اگرتوفیق انرا بیابم سعی بران دارم تا اخر قران کریم را به همین منوال ادامه دهم چرا که قران چه در بعد اموزش  ترجمه  تعبیر وتفسیر(که البته این حقیر اعتقاد دارم قران مبین وواضح است برهر فرد که اندک هدایت لازم را می تواند چنانچه پرهیز گار باشد از قران بگیرد ونیاز به ترجمه وتعبیر وتفسیر ندارد اما وجود ما حجاب است برابر در ک حقایق ان پس اگر ترجمه وتعبیر وتفسیر می گوییم مراد برداشتن حجاب وجود از خودمان وهمراه شدن در زبان واعتقاد رفتار با قران کریم  ) وچه از بعد درک مطلب ومفهوم ومهمتر از همه چه از بعد عمل در جامعه بشری امروز علی الخصوص در بین مسلمانان محجور واقع شده واگر به همین منوال پیش برویم شک نکنیم که فردای قیامت که به تعبیر قران نزدیک هم هست قران یکی از شاکیان سر سخت ما خواهد بود هدف از این تحقیق جمع اوری مطالب ونکات کلیدی در تفاسیر وروایات مختلف است وسعی بران شده انجا که عینا ویا به نقل مضمون عبارات عنوان شود حتی المقدور ادرس ان نیز  ارائه  شود ودر مابقی برداشت اینجانب از مطالعه تفاسیر مختلف عنوان گردد که سخت محتاج نظرات وراهنمایی شما خواننده محترم هستم ما را از نظرات وراهنمایی های خود محروم نفرمایید. خداوندا مارا به نور قران راهبری فرما امین یا رب العالمین

حمید علی مختاری

روزیکشنبه مورخ 13940901

برچسب ها: علی علیه السلام , جامع السعادات روایت , غرر الحکم روایت , صلی الله علیه , علیه السلام فرمودند , اين بهترين شيوه , أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ , رَضىِ‏َ لَه , آنكه فاش‏كننده بيشتر , براى آنكه فاش‏كننده , فاش‏كننده بيشتر شرمنده , بيشتر شرمنده نشود , نشود خوددارى نمود , شرمنده نشود خوددارى , بخشى ديگر براى , د , اشاره دارد , خوانده شده , همچنین قران , ایه 1سوره , اعراف ایه , خوانده , داشته , اشاره , مرتبه , 1سوره , اعراف , مسائل , عمران , جانبه , ترجمه وتعبیر وتفسیر , ترجمه وتعبیر , وتعبیر وتفسیر , نظرات وراهنمایی , همین منوال , قران کریم , خداوندا مارا , نور قران , تفاسیر مختلف , علی الخصوص , خداوندا
زمان: 2018-04-16 14:15:05

اعجاز قران 3

                                                 بنام هستی دهنده جانها
اعجاز قران 3  
قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهرهمند شده و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جزیگانه آفریننده عوالم و ومافیها. 
اشاره به حرکت زمین:
"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)
"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."
در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین دارد و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشرمتصور نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.
ربُّ المشارق والمغارب:
خداي سبحان در قران کریم مي‌فرمايد:
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ : پروردگار مشرق و مغرب. "شعرا/28"
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ :پرودرگار مشرقين و مغربين. "الرحمن/17"
رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ : پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها "معارج/40"
با مداقه در سه ایه فوق درمی یابیم كه: در آيهء اول، مشرق و مغرب به لفظ مفرد، در آيهء دوم به صيغهء تثنيه و در آيهء سوم به صيغهء جمع ذكر شده‌اند.
اكنون اگر ما هر يك از اين آيات را با توجه به درک وفکر انسان در هنگام نزول آن تفسير كنيم،متوجه می شویم که كه:
1. در آيهء اول: مفهوم مشرق عبارت ازسمت طلوع خورشيد، و مفهوم مغرب سمت غروب آن است. پس هنگامي كه خداي سبحان مي‌گويد: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ ديگر در اينجا ميان عقل بشر زمان بعثت و آيهء مباركه تعارضي پديدار نمي‌شود.
بعد از آن، اگر از ديد معاصران نزول قرآن به آيهء دوم يعني: رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ نگاه كنيم، ملاحظه مي‌كنيم كه تفسير آن در عصر نزول قرآن به دو معني كاربرد دارد يكي جهت شرق، و ديگري مكان معينی که خورشيدازان طلوع می کند . يعني اينکه از ديدگاه عقل بشر در عصر نزول قرآن، آيهء مباركه اي كه (مشرقين و مغربين) را به لفظ تثنيه ذكر نموده، دو معناي جهات مشرق و مغرب و دو مكان معين طلوع و غروب خورشيد را ـ هر دو ـ در خود جمع نموده است كه اين تفسير، همان برداشت متعارف از آيهء فوق در زمان نزول قرآن كريم مي­باشد.
2. اما چون به رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ مي‌رسيم، مي‌بينيم كه تفسير آن در وقت نزول آيهء مباركه اين است كه: هر سرزميني از خود محل طلوع ومحل غروب مخصوصي دارد و خداوند قادر است كه فرمانفرماي همه اين طلوعگاه‌ها و غروبگاه‌هاست.
ولي اگر از عصر نزول قرآن كريم گذر كرده و به اين آيات از ديدگاه مفاهيم علمي معاصر مداقه نمائیم ، ملاحظه مي كنيم كه تفسير معاصر اين آيات، با تفسير زمان نزول آنها اختلاف مفهومي پيدا مي‌كند.
ابتدا ایه شریفه اول یعنی رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ؛ آيهء شریفه در اينجا به معني عام خود تفسير مي‌شود ليكن از اين عموميت كه بگذريم، مي‌بينيم كه خداي متعال در اين آيه، كلمهء مشرق را به كلمهء مغرب پيوسته گردانيده است. البته تفسير دقيق علمي اين تقارن اين است كه در واقع امر، بدون مغرب، مشرقي وجود ندارد كه خود موجب اثبات كرويت زمين می باشد يعني در عين وقتي كه خورشيد از يك جهت غروب مي‌كند، در عين همان لحظه از جهت ديگر آن طلوع مي‌نمايد. بنا براين، وقتي خداي عزّوجلّ مي‌گويد: پروردگار مشرق و مغرب و نمي‌گويد: پروردگار مشرق و پروردگار مغرب اين دقيقاً بدان معني است كه براي مغرب مفهوم جدای از مشرق قائل نمي‌شود بلكه اين دو را كاملاً با همديگر پيوند مي‌زند. پس معني اين تقارن دقيقاً اين است كه طلوع و غروب هر دو در يك زمان انجام مي‌گيرند. يعني در عين زمان که خورشيد در يك سرزمين غروب مي‌كند، در قلمرو ديگري طلوع نموده است؛ تفسير و ديدگاهي كه با برداشتهاي عقلي بشر در هنگام نزول قرآن بيگانه است، چر اكه عقيدهء حاكم در عصر نزول قرآن اين بود كه مشرق و مغرب، دو جهت كاملاً جداگانه­يي بوده و تماماً در مقابل همديگر قرار دارند. پس ملاحظه مي‌كنيم كه قرآن كريم در اين آيه، معنايي را به اذهان بشر معاصر نزول خويش القا مي‌كند كه تماماً با ديدگاه آنان همخواني دارد در عين حالي كه با جديدترين دستاوردهاي دانش زمان ما نيز تفسير مي‌شود.واین خود یکی ازدلایل قاطعی است که ما معتقدیم به عقل ومنطق قران برای همه زمانها ومکانها نازل شده و صرفا مختص به یک زمان خاص یعنی 1400سال پیش نمی باشد 
بعد از اين، به آيهء شریفه: رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ مي‌رسيم و از زاويهء علم جديد با اين سؤال رو به رو مي‌شويم كه چرا قرآن كريم در اين آيه هر كدام از مشرقين و مغربين را بالاستقلال به صيغهء تثنيه ذكر كرده است و باز به علاوهء اينکه مشرقين و مغربين را به صيغهء تثنيه آورده، كلمهء ربّ را نيز در آغاز هر صيغه به طور جداگانه ذكر نموده است كه اين امر، مفيد استقلال و تباين آنهاست؟
در پاسخ بايد گفت: اگر ما به كرهء زمين بنگريم مي‌بينيم كه اين كره در واقع به دو بخش تقسيم شده است، كه نيم آن روشن و نيمهء ديگر آن در عين زمان تاريك است. نيمهء روشن آن از خود طلوعگاه و غروبگاهي دارد، در حالي كه نيمهء تاريك آن در تاريكي مطلق خود شناور است. و چون كره تماماً دور زند، باز نيمهء تاريك آن با خورشيد رو به رو مي‌شود در حاليكه نيمهء روشن آن در تاريكي مطلق فرو رفته است. بنابراين نيم كره‌يي كه تاريك بوده است، از خود مشرقي دارد. و نيم‌كره‌يي كه در روشني به سر مي‌برده است، در تاريكي شناور مي‌گردد. بنابراين، زمين در عموميت خود، داراي دو مشرق است؛ مشرقي كه خورشيد از آن نيم كره را روشن مي‌كند و مغربي در عين حال. و وقتي كره تماماً دور مي‌خورد و نيم كرهء ديگر آن مي‌آيد، باز اين نيمه از خود مشرق و مغرب جداگانه اي دارد. به اين ترتيب، آيهء: رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ به ما مي‌گويد كه نيم كره‌يي كه در تاريكي شناور است، داراي مشرق و مغربي نيست در عين حالي كه نيمهء روشن آن را مشرق و مغربي است. و چون و ضع منعكس شود، اين نيمهء ديگر صاحب مشرق و مغرب مي‌شود در حالي كه نيمهء اول، باز مشرق و مغرب خود را از دست مي‌دهد. پس با اين حساب است كه كرهء زمين، در عموميت خود، داراي دو مشرق و دو مغرب جداگانه مي‌باشد.
وچون به : رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ مي‌رسيم، مي‌بينيم كه با تقدم حاصله در علم نجوم، اين حقيقت ديگر روشن مي‌باشد كه ما در هيچ كشوري از كشورهاي جهان، مشرق و مغرب واحدي نداريم بلكه اين مشارق و مغارب متعدد و بي شمار اند كه در هر جايي از زمين وجود دارند؛ زيرا در واقع امر، زاويهء طلوع در مكانهاي مختلف تغيير مي‌كند. و به همين ترتيب زاويهء غروب نيز؛ اما حسّ انسان ظاهراً اين امر را درك نمي‌كند. در حالي كه اگر ما به كرهء زمين بنگريم، در مي‌يابيم كه در هر جزئي از يك ثانيه، مشرقي است كه خورشيد در آن بر شهري طلوع مي‌كند در عين حال كه از شهري ديگر غروب نموده است. يعني در واقع ما براي هر منطقه از جهان، ميليونها مشرق و مغرب داشته و به طور قطع مي‌دانيم كه مشرق و مغرب حتي در يك كشور واحد هم، در ايام يك سال دو بار تكرار نمي‌شود و خورشيد هرگز بر يك شهر از عين مكاني كه ديروز از آن طلوع نموده، طلوع نمي‌كند. هرچند جهت طلوع نيز يكي است اما مسلماً زاويهء آن در هر روز فرق مي‌كند؛ و همچنين است غروب. همين اختلاف البته، در فصول مختلفهء سال نيز حاكم مي باشد. يعني طلوع خورشيد در زمستان، با طلوع آن در بهار و خزان متفاوت است. و چنين چيزي ممكن نيست مگر اينکه زمين در هر سال يك بار بر محور خورشيد حركت دوراني داشته باشد. در واقع همين حركت است كه براي هر روز، مشرق و مغرب جداگانه، يا زاويه‌هاي طلوع و غروب جداگانه، بلكه حتي وقت‌هاي جداگانه و مختلف ايجاد مي‌كند؛ به طوري كه وقت هر روز با وقت روز ديگر تفاوت دارد.
 به جاي اينکه براي اثبات اين حقيقت به پيچيد‌گي هاي علم نجوم وارد شويم، بهترين مثال براي ما همين روزهء ماه رمضان است. ملاحظه مي‌كنيم كه ما در ماه مبارك رمضان، در افطار هر روز، مغرب جداگانه‌يي از روز ديگر داريم. و همچنين در خودداري از اكل و شرب، طلوع ديگري غير از طلوع روز قبل. اوقات نماز نيز در هر روز نسبت به روز ديگر فرق مي‌كند كه اينها همه تابع حركت زمين بر محور خورشيد است.وهمچنین با این اختلاف است که در همه زمانها در مکانهای مختلف بر اساس اوقات شرعی دستی از انسانها درحال عبادت خداوند ومشغول نماز هستند شاید امروزه با وجود ماهواره ودستگاهای دریافت از انها بتوان به خوبی این مطلب را مشاهده نمود که فرضا نماز در فلان محل از دنیا تازه تمام شده کی در محل دیگر تازه اذان شروع می شود در مکانی نماز مغرب را اداء می کنند در حالی که در همان زمان در محل وافق دیگر نماز صبح یا ظهر عصر مغرب ویا عشاءرا ادا ء می نمایند. 
دقيقاً در اينجاست كه ما به عمق مفهوم علمي آيهء كريمهء رَبُّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ آشنا مي‌شويم و در برابر اعجاز علمي اين سه آيهء مباركه كه با سه گونه تعبير از يك حقيقت كه همانا طلوع و غروب خورشيد است، نازل گرديده اند و هر يك از نظر علمي در نهايت دقّت قرار دارند، خيره مي‌مانيم.
اين فقط سه آيه از آيات قرآن كريم است كه مرزهاي زمان را درنورديده و با تقدم علمي بشر، دقّت در تعابير و معاني آن روشن گرديده است به طوري كه اين آيات در هنگام نزول قرآن عطا و بخششي داشته اند، امروز عطاي ديگري دارند وقطعا در زمانهاي آينده و بعد از تقدم بيشتر علم، باز بخششها و دريافتهاي مجدد ديگري داشته باشند؛ از آن رو كه عطاياي قرآن هميشه زنده وشاداب مي‌باشد.
اعجاز قرآن كريم درا ينجا اين است كه براي هر عصر و هر نسل، عطاياي خاص خود را داراست و نياز هر عقل را نيز، مطابق ظرف و محمل آن برآورده مي‌كند بدون آنکه اين كار، با حقيقت علميي در تناقض باشد و يا با حقايق هستي در تصادم. تصادم حقايق هستي با حقايق قرآن از آن رو منتفي است كه فاعل در حقيقت خداي متعال است، خالق نيز هم اوست و گوينده نيز خود او ميباشد. و اين، خود يكي از نواحي اختلاف قرآن كريم در معجزاتش با كتب آسماني ديگر است؛ امري كه شيخ شعراوي در ابواب ديگر كتابش از آن به تفصيل سخن گفته و ما را در اين رساله مجال بازكردن بيشتر آن نيست. 
 ( بر گرفته از تحقیقات محقق هراتی جناب اقای :دكتر عبد الرؤوف مخلص)
(سایت دانشکده نجوم حضرت عبدالعظیم حسنی شهرستان ری )
با کمی دقت در سه ایه فوق می توان حقیقت دیگری را در یافت وان اینکه انسان باتوجه به موقعیت مکانی خودهروزه فقط یک مغرب ومشرق را در طول سال با افق وزاویه متفاوت مشاهده می کنند واز انجای که مغرب یعنی مستولی تاریکی بر روشنائی ومشرق یعنی مستولی شدن روشنائی بر تاریکی واین امر می توانست برای انسان مشمئز کننده وبد باشد بعبارت دیگراگر ما در اطاقی باشیم وان اطاق یک باره در تاریکی مطلق فرو روددرحالی که درروشنائی بوده ویا در روشنائی مطلق فرو رود در حالی که در تاریکی مطلق بوده مثل اینکه به یک باره برق قطع ویا وصل شود برای ادمی بسیار مشمئز کننده وبد خواهد بود حال تصور کنید ما هرروز این حالات به هنگام طلوع وغروب خورشید اگر برای مان قرار بود پیش بیاید شاید بدترین لحظه برایمان طلوع وغروب خورشید بود در حالی که به لطف خداوند این چنین نیست وطلوع وغروب خورشید جزء قشنگ ترین وزیبا ترین لحظات زندگی ماست وهنرمندان عکاس وفیلم بردار شاید قشنگ ترین اثرات هنری خود را در لحظه طلوع وغروب خورشید خلق می نمایند واین بخاطر جو واتمسفر زمین است که خالق یگانه به دور زمین قرارداده (که البته در ایات دیگری در قران بیان شده که در این مجال فرصت پرداختن به ان را نداریم ) تا این تقارن روشنائی به تاریکی وبالعکس به ارامی وزیبائی انجام شود وبرای انسان نشانه ای از نشانه های الهی باشد .  
با مداقه در مطالب فوق به خوبی در می یابیم که جزء جز ء قران کریم را باید بادقت مورد مطالعه قرارداد تا هرکس بتواند به بهترین وجه بتوان با توجه به ظرفیت وجودی خود از ان بهرمند شودوقطعا انسان در اینده نیز بنا به پیشرفت علم بشری به اعجاز بیشتری از ایات الی پی خواهد برد. انشاء الله  


برچسب ها: علی علیه السلام , جامع السعادات روایت , غرر الحکم روایت , صلی الله علیه , علیه السلام فرمودند , اين بهترين شيوه , أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ , رَضىِ‏َ لَه , آنكه فاش‏كننده بيشتر , براى آنكه فاش‏كننده , فاش‏كننده بيشتر شرمنده , بيشتر شرمنده نشود , نشود خوددارى نمود , شرمنده نشود خوددارى , بخشى ديگر براى , د , اشاره دارد , خوانده شده , همچنین قران , ایه 1سوره , اعراف ایه , خوانده , داشته , اشاره , مرتبه , 1سوره , اعراف , مسائل , عمران , جانبه , ترجمه وتعبیر وتفسیر , ترجمه وتعبیر , وتعبیر وتفسیر , نظرات وراهنمایی , همین منوال , قران کریم , خداوندا مارا , نور قران , تفاسیر مختلف , علی الخصوص , خداوندا , الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ , رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ , طلوع وغروب خورشید , رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ , عصر نزول قرآ
زمان: 2018-04-16 14:15:07

نهج البلاغه 2

نهج البلاغه 2
در بخش قبل در خصوص نهج البلاغه مختصری صحبت نمودیم درین مجال سعی بران داریم تا در خصوص خالق وگوینده این اثر گرانبها هرچند مختصر سخن بگوئیم :
امروزه شخصیت امیر المومنین حضرت علی (ع)برکسی پوشیده نیست وکمتر کسی را می توان یافت در میان مسلمانان که از این شخصیت والای انسانی اگاهی نداشته باشد اما اگربخواهیم به عمق شخصیت وجودی ان حضرت پی ببریم باید به کتب اهل تسنن مراجعه نمائیم وببینیم انها از این رادمرد حق وحقیقت چگونه سخن گفته اند البته غرض از عنوان این مطالب فقط بخاطر این است که در فصل های اینده که مطالبی از نهج البلاغه را ذکر می کنیم خوانندگان محترم توجه داشته باشند که این مطالب از زبان چه کسی وبرای چه مقصود بیان شده است .
درمیان کتبی که تاکنون دراین خصوص مطالعه کرده بودم اخیرا به کتاب"انگاه که هدایت شدم"( نوشته ا قای دگتر محمد تیجانی تونسی )برخوردم ضمن اینکه خواندن این کتاب ارزشمند را به همه دوستان جویای حقیقت توصیه می کنم مباحثی در خصوص فضائل امیر المومنین ازکتب اهل تسنن نقل می نمایم :
ابوبکر می گوید شنیدم رسول خدا(ص)فرمودند (لایجوزالصراط احدالامن کتب له علی جواز )هیچ کس برصراط نمی گذرد جزءکسی که علی برای اوگذر نامه صادر کرده باشد 0(الصواعق المحرقه ص 97)
ابن حجرهیثمی در کتاب فوق این روایت را نقل نموده حال قضاوت با خواننده گرامی ایا این جوازچیزی جز پایبند بودن به ولایت بلافصل امیر المومنین است ؟
وقتی دو نفراعرابی برای مرافعه وشکایت نزد عمربن خطاب رفتند عمر از امیرالمومنین علی (ع)می خواهد که بین ان دونفر داوری نماید یکی ازان دو برمی خیزد ومی گوید ایااین ادم می خواهد بین ما داوری کند؟عمر خشمگین شده با پرخاش به وی می گوید ایا می دانی این کیست (هذا مولای ومولی کل مومن ومن لم یکن مولاه فلیس بمومن ):این مولاوسرور من سرور هر مومن است وهر کس مولا وسرورش نباشد پس مومن نیست (ذخائر العقبیص 68)
ابن عباس می گوید شنیدم که عمر می گفت مبادا اسائه ی ادبی به علی بن ابیطالب بکنیدبه تحقیق از رسول الله شنیدم که صفاتی را برای علی (ع)نقل می کرد که اگر یکی از انها در خاندان خطاب باشد برای من بهتراست از انچه افتاب بران بتابد همانامن وابوبکر وابوعبیده همراه چندتن از اصحاب به دیدار رسول خدارفتیم کنار خانه ی ام سلمه رسیدیم علی انجا ایستاده بود گفتیم اجازه ورود بر رسول خدا رامی خواهیم گفت صبر کنید الان می اید پس رسول خداوارد شد فورا به احترامش بر خاستیم .دیدیم حضرت بر علی تکیه زده است .سپس دست مبارکش را بر دوش علی زد وفرمود :
(یا علی تونخستین ایمان اورنده از مومنین هستی وتوبه ایام خدااز دیگران داناتری وتوبه عهد وپیمانت با وفاتری وتوبهتر از همه بیت المال را بالسویه تقسیم می کنی وتونسبت به امت ورعیت مهربانتر از دیگرانی ومصیبت تواز همه دردناک تر است یا علی تویار وغمخوار منی وتومرا غسل می دهی وتومرا به خاک می سپاری وتودر هر محنت ومصیبتی پیش قدم تر از دیگرانی وتوهرگز پس از من مرتد وکافر نمی شوی وتوبالوای حمد پیشاپیش من در روز رستاخیز گام بر می داری واز حوضم پاسداری می کنی. )کنز الاعمال متقی حنفی ج 6ص 393
 عثمان بن عفان می گوید که عمر می گفت که شنیدم ا ز ابوبکر بن ابی قحافه گفت شنیدم رسول خدا را که فرمود :
(ان الله خلق من نور وجه علی ابن ابی طالب الملائکه یسبحون یقدسون ویکتبون ثواب ذالک لمحبیه ومحبیی ولده )
(همانا خدای متعال از نور سیمای علی بن ابی طالب فرشتگانی را خلق کرده است که اورا تسبیح وتقدیس کرده وثواب ان را برای دوستدارانش ودوست داران فرزندانش می نویسند.)مناقب ابن خوارزمی حنفی ص 230و0مچنین تاریخ ابن خوارزمی حنفی ج 1 ص 97
اری اینها مشت نمونه خروار بود واگر بخواهیم این فضائل را در کتب اهل سنت برای مولایمان بیان کنیم قطعا کتابها واوراق جواب گوی شرح وتفصیل ان نخواهد بود چرا که :
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند                                                  به اسمان رود کار افتاب کند
وبه پایان می برم این مجال را با سخنی از مولا علی بن ابی طالب (ع)واز خداوند می خواهم که اسم ماوذریه مان را جزء شیعیان وارادتمندان حضرت اش قرار داده وبه وسیله نور او مارا هدایت فرماید امین یا رب العالمین 
علی (ع)فرمودند:(ناصرنا ومحبنا ینظر الرحمه وعدونا ومبغضنا ینظره السطوه)یار ومحب ما منتظر رحمت الهی است ودشمن وعدو ما منتظر خشم وغضب الهی است . 
والسلام
  

برچسب ها: علی علیه السلام , جامع السعادات روایت , غرر الحکم روایت , صلی الله علیه , علیه السلام فرمودند , اين بهترين شيوه , أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ , رَضىِ‏َ لَه , آنكه فاش‏كننده بيشتر , براى آنكه فاش‏كننده , فاش‏كننده بيشتر شرمنده , بيشتر شرمنده نشود , نشود خوددارى نمود , شرمنده نشود خوددارى , بخشى ديگر براى , د , اشاره دارد , خوانده شده , همچنین قران , ایه 1سوره , اعراف ایه , خوانده , داشته , اشاره , مرتبه , 1سوره , اعراف , مسائل , عمران , جانبه , ترجمه وتعبیر وتفسیر , ترجمه وتعبیر , وتعبیر وتفسیر , نظرات وراهنمایی , همین منوال , قران کریم , خداوندا مارا , نور قران , تفاسیر مختلف , علی الخصوص , خداوندا , الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ , رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ , طلوع وغروب خورشید , رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ , عصر نزول قرآ , ابن خوارزمی حنفی , رسول خدا , ابی طالب , امیر المومنین , نهج البلاغه , خوارزمی حنفی , الهی است , ابن خوارزمی , گوید شنیدم , کتب اهل , اهل تسنن , این مطالب , شنیدم ر
زمان: 2018-04-16 14:15:14